عبدالله مستوفى

230

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

از اواخر خلافت امويان ، كم‌كم باسم محتسب برميخوريم ، و مىبينم براى كارهاى شهرى ، شخصى باسم محتسب هست كه در بازارها گردش ، و در خوبى جنس خواربار و قيمت آن نظارت و متخلفين از مقررات عمومى را مجازات مىكند . ولى شغل محتسب بكارهائى كه شهردارىهاى امروز ميكنند ، منحصر نيست . بلكه رسيدگى و مجازات تمام كارهاى خلافى ، حتى جلوگيرى از شراب خوارگى و فحشاء و سرقت‌هاى بازارى را هم به عهده دارد ، و در حقيقت كار شهردارى و شهربانى و محاكم صلح امروزه ، هر سه را اداره مىكند . شعراى ايران خيلى توى كوك محتسب رفته‌اند ، حتى اشعارى مثل : روسپى را محتسب داند زدن * شاد باش اى روسپى زن محتسب كه متضمن ايهام فحشى هم هست ، دربارهء آنها سروده‌اند ، شايد بواسطهء همين بىمهرى شعرا بمحتسب بود كه كم‌كم ، دارندهء اين شغل را داروغه موسوم كرده‌اند . وجود تخت داروغه ، در چهار سوى بازارها دليل اين گفته است . چنان كه از زمان صفويه مىبينيم كارهاى محتسب ادوار سابق را داروغهء شهر متكفل ، و ديگر اسمى از محتسب نيست . فقط گاهى شعراى زمان ، بتقليد شعراى سلف در اشعار خود ذكرى از محتسب دارند ، و اختيارات داروغه ، همان اختيارات محتسب سابق ، و در هرحال تحت امر حاكم شهر است . در دورهء قاجاريه هم ، داروغه با همان تحت الامرى حكومت و كلانتر « 1 » مشغول انجام كارهاى شهردارى و مجازات به كارهاى خلافى خود بوده است . در زمان وزارت برادرم ، ميرزا محمود وزير اين كار بيكى از مقدم‌ها ميرسد . ادارهء اين كار را احتساب ، و آقاى مقدم رئيس اين اداره را احتساب الملك ملقب مىكند ، و از اين تاريخ ببعد ، عملهء اين كار هم باسم عملهء احتساب موسوم ميشوند . دستورى ، باسم تنظيمات حسنه براى پاكيزگى كوچه‌ها و مجراى آبها و وظايف مأمورين احتساب نوشته شده ، و كار تا حدى سروصورت ادارى به خود ميگيرد . ولى اين ادارهء احتساب قسمت رسيدگى و مجازات خلاف‌هاى شهرى را بالمره از دست داده ، و كارش بنظارت در ساختمان‌هاى شهرى و جلوگيرى از تخطى دكاندارها در معابر و ساير كارهاى شهرى منحصر ميگردد . اين اداره داراى دو شعبه بود ، يكى احتساب و ديگرى تنظيف ، و هريك عده‌اى نايب و فراش و سپور در تحت امر خود داشتند . بعلاوه شعبهء تنظيف عده‌اى هم سقا ، براى آب‌پاشى و در حدود يكصد رأس الاغ براى خاكروبه - كشى داشت ، كه در موارد لازم ، خيابانهاى حول‌وحوش عمارات سلطنتى را با مشك آب‌پاشى و زبالهء حرمخانه و ادارات دولتى را بوسيلهء اين حيوانات بخارج شهر ببرند . خاكروبهء خانه‌ها بايد بخرج خود خانه‌دارها بخارج شهر حمل شود و اين كار بوسيلهء الاغ‌دارها و اگر كم بود خاكروبه‌كشها كه با خود و با صداى « آى . . خاكروبه ميبريم »

--> ( 1 ) - در ادوار استبداد حاكم همه‌كارهء حوزهء حكومتى خود بود . زير دست حاكم اشخاصى بودند كه از طرف او كارها را اداره ميكردند . يكى از آنها كلانتر بود كه كارهاى شهرى را اداره ميكرد و در حقيقت حكومت شهر در دست كلانتر بود .